تبلیغات
وبلاگ دانشجویان پزشکی بیرجند 88 - تریبول تنها
وبلاگ دانشجویان پزشکی بیرجند 88
خوش آمدیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

بازدید : مرتبه
تاریخ : دوشنبه 22 شهریور 1389

آنها در کنار یکدیگر بودند وهمه به یک اندازه می دانستند و باور داشتند که آنچه می دانند بسیار است.

یکی در میانشان بود که به اندازه ی دیگران نمی دانست و به او نادان می گفتند.او تریبول نام داشت.

هنگامی که شنید نادان است فروتن شد و و خود را پنهان کرد تا دیگر کسی او را نبیند.

اما دیگران با او همدردی نداشتند و او را دنبال کردند و نگاهش کردند و با او از آنچه نمی توانست بفهمد حرف زدند.آنها می دیدند تریبول چه رنجی می برد و خشنود بودند از اینکه می توانند او را برنجانند.

اما جهان دگرگون گشت و ناگهان تریبول دانا شد و بقیه نادانتر از او!

تریبول هم میخواست برای آنچه دیگران بر سرش آورده بودند انتقام بگیرد.اما آنها او را تحسین کردند و هیچ کس به خاطر آنچه نمی دانستو تریبول می دانست خجالت نمی کشید و تریبول با آنه همدردی می کرد و نمی توانست آنها را برنجاند .

او می دانست که همیشه به گونه ای تنها بوده است و در انتظار زمانی بود که روزگاری باز خواهد گشت.او دقیقا می دانست زمانی که در آن،جهان بار دیگر دگرگونه شود ، دیگران باز هم اورا خواهند رنجاند!

(گیزلا النسر)
 



طبقه بندی: ادبی، 
ارسال توسط فائزه وزیری
آرشیو مطالب
پیوند های روزانه
امکانات جانبی
blogskin

دانلود

شادزیست

قالب وبلاگ

لیمونات

تک باکس

دانلود نرم افزار